زندگی خصوصی آقای میم

زندگی خصوصی آقای میم

یک دانشجوی زبان وادبیات انگلیسیِ سابقا "معلوم الحال"

فضاحتی به نام رتبه 49

سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۲ ق.ظ

عصر اعتراض کردیم و غذاهامون رو ریخیتم توی فرغون :) بلکه کیفیتش رو ببرن بالا !!! لااقل ماه رمضون یه چیز درست حسابی بهمون بدن (دیشب هم که یه دعوای مفصل و بزن بزن توی خوابگاه داشتیم که بعدا میگم راجع بهش)

بعد از ظهر یکی از بچه ها توی راهرو دور گوشیش بود و گفت که نتایج ارشد اومد :-/

بدو رفتم اتاق گفتم ممد ارشد :))))

اولش بیخیال شده بود. دم افطار بود ...

بععدش گفت بیاید چک کنید ... اما به خودم نگید ...

آقا ما چک کردیم و خودشم اومد دید:


"غیرمجاز" برای دوره های روزانه


یکی از بچه ها خوشحال زنگ زد و گفت 150 شده (دوست دخترشم اومده بود دم جلسه کنکور واسش لقمه آورده بود :دی ایششش)  جدای اینکه خوشحال شدم براش گفتم ممد تو چی؟

گفت هیچی ... سال دیگه

رفتم کتری بزاره یکی از زبانیا دپرس نشسته بد توی آلاچیق ... اومد اذیتش کنه گفته بود "49" شدم! آقا با این خبر و با خبر 150 شدن هم اتاقیش اون شخص عمیقا در خودش له شد :)))

حالا ممد رو آوردیم اتاق و داریم میخندیم. جابی بعد دو دقیقه اومد که آقا کل خوابگاه در جریانن که ممد 49 شده :) فکر کردم شوخی میکنه! 

طولی نکشید دیدیم همه اومدن واسه تبریک :) حالا بیا جمعش کن ...

دیگه هر کی میبیندش میگه: ممد آقا تبریک عرض می کنیم

- ممدم خیلی پهلوونی دستی بلند میکنه و میگه: چاکرم :)

آقا کل خوابگاه پیچیده و حالا ما موندیم چه کنیم

رفتیم سیگاری بخره که دود کنه بلکه این گند جابی رو بشوره ببره پایین که یکی از "آبجی"هاش (گل پری/گل زری/گل چهره...) زنگ زد. رفت دل و قلوه رد و بدل کنه که مسئول شب اومد :) از همون اول راهرو نعره میزد محمد ن. درو باز کن که امشب اتاقتون افتادیم :)

در باز شد. اومد گفت لامصبا دارید یخ میزنید. کولرو خاموش کنید خب! محمد کجاست؟

گفتیم رفته با منازل چند گانه ش صحبت کنه :)

طولی نکشید محمد اومد و مسئول شب شروع کرد به ماچ و بوسه و تبرک :) 

ما هم هی جو می دادیم و پیاز داغ زیاد می کردیم

کار به جایی رسید که سرمون رو تا کمر از پنجره برده بودیم بیرون که: اووووووووووی خوابگاه ... *** (لقب ممد) فعلا دست و بالش تنگه! فعلا فقط تبریک بگید. نداریم چیزی بهتون بدیم. حتی چایی و قند :) حالا بعدا اوضاع بهتر شد تلافی می کنیم. [انصافا اقداممون بجا بود. آخه واسه رتبه کسب نشده که نباید شیرینی داد :) بماند ممکنه فردا رتبه 49 هم پاشه بیاد ازمون شکایت کنه]


محمد اومده در اتاق رو قفل کرده  وسیگارشو روشن کرده و هی دود میکنه و میگه: همه نگرانیم رتبه و اعلام نتایج بود! حالا نمی دونم با گند شما چی کار کنم. چقدر از دخترا بهم زنگ زدن و جواب ندادم. همه دارن تبریک میگن. جابی خدا لعنتت کنه چطوری 2 دیقه ای تمام خوابگاه فهمیدن؟ :)


بعدا نوشت: رتبه از 49 به 249 افزایش یافت :) قراره هفته ای یه رقم به رتبه محمد اضافه کنیم تا توی 4 هفته آینده رتبه واقعی آشکار بشه :دی اینجوری دروغم نگفتیم

  • میم. الف.

نظرات  (۹)

  • پیمان محسنی کیاسری
  • با این که برای خیلی‌ها شاید بامزه باشه
    ولی من دلم سوخت…

    حس شکست خوردن بدترین حسی هست که تا حالا تجربه کردم.
    پاسخ:
    منم!
    خیلی بچه ها اذیت کردن محمد رو
    الان خبر رسیده به تهران و باقی شهرا بچه ها زنگ زدن میپرسن خبر حقیقت داره؟
    -جابی داره میگه: به جان "معلوم" راسته!
    فارغ التحصیل نشده به  کشتنم ندن صلوات :(

    + واقعا حس خیلی بدیه. اونم ماهایی که همه چی برامون شده کنکور! کنکوری که آخرشم هیچی نیست :|
  • مـهـ ـیـار
  • یاد دوران خوابگاه بخیر :)
    پاسخ:
    هعی 😅
    شمام ارشد یا دکترا میدادی خب! بالاخره که بایدزگهواره تا گور دانش جست 😂
  • دریا _ گاه نوشته های من
  • من فکر می کنم قبولی ارشد راحته من یه بار شرکت کردم دو ماه خوندم رتبه ۱۰ و رتبه ۱۲ را در دو گرایش کسب کردم پیام نور هم رتبه ۱ آوردم که روزانه اولین دانشگاهی که انتخاب کردم قبول شدم
    البته کتابهای ارشد پوران پژوهش خوندم خوب بود
    ان شائ الله سال بعد رتبه خوبی کسب می کنید

    پاسخ:
    واقعا رتبتون عالی بوده ☺ خودتون که نخبه اید رو با ما مقایسه نکنید 😉
    پوران پژوهش منم تعریفشو شنیدم. الان خیلی کتاباشو دیگه تجدید چاپ نمیکنن ولی نمایشگاه که بودم چند تاشو گرفتم. 
    کاش زودتر میومدم وبلاگتون منم از این ترفند استفاده کنم
    خیلی باحاله:))
    البته بستگی به رشته هم داره رتبه شدن:))
    پاسخ:
    شما اذن بدید ما براتون خبر رو پخش می کنیم
    این بنده خدا که الان امیدوار شده انقدر ٬ بیشتر توذوقش میخوره که :(
    ‌چقدرم ماشالا خبرا زود می پیچه :))
    پاسخ:
    خخخ
    خودشم باورش شده. اون روز بهش متذکر شدیم که ما این نمره رو براش به ارمغان آوردیم

    باید فرهنگ شازی بشه که رتبه یک موضوع شخصی هست....منم دوستم انقدر گیر داد که چیکار کردی؟میگم انتخاب رشته کردم ببینم چی میشه....

    انقدر گیر داد که یک رتبه ای الکی گفتم :|

    عاخه منکه سالی یکبار به زور تو رو میبینم چیکار جزئیات زندگی من داری

    پاسخ:
    :)
    البته دوست من ارشد داشت. انصافا ما هم نمیزاشتیم درس بخونه!
    بهترین تصمیم زندگیم، نخوندن ارشد بود:))
    پاسخ:
    چی بگم :) هم درسته و هم نادرست. بخونی که وقت و هزینه صرفش, میشه آخرشم معلوم نیست به جایی میرسی یا نه! نخونی هم که میگن عه مدرکت کافی نیست برای تصدی این شغل د:
    نه اتفاقا، شرایط جوریه که با مدارک پایین تر راحت تر میشه مشغول به کار شد، مخصوصا برای مهندسی ها.رشته شما رو نمیدونم.
    پاسخ:
    خب از اول بگید مهندسید 😎
    ما فقیر فقرا که تا دکترا هم پیش بریم کار درست درمونی پیدا نخواهیم کرد.
    تنها تفاوت بقیه با مهندسا اینه که مهندسا کار میکنند و پول در نمیارند، بقیه کار نمیکنند و پول در نمیارن D:
    پاسخ:
    خوبیش اینه که لااقل مهندس صداتون میکنن
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی