زندگی خصوصی آقای میم

زندگی خصوصی آقای میم

یک دانشجوی زبان وادبیات انگلیسیِ سابقا "معلوم الحال"

یازدهم خرداد

پنجشنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۵ ب.ظ

خسته‌م ... بی نهایت خسته


دیگه هیچ شور و شوقی ندارم وقتی که اردیبهشت و خرداد میرسه. به معنی کامل کلمه احساس می کنم خورد شدم ... Shatter


دیگه امسال وقاهت ها با اوج خودش رسیده. یه مشت حیون رو فرستادن بلوک آ (ارشد و دکترا). کسایی که برای نشون اعتراض شون کثافت کاری هاشون رو توی دستشویی نمی شورن. هر شب لامپ های دستشویی ها رو بر میدارن. دوش ها رو خورد میکنن (دیشب باز دوش های جدید رو خورد کرده بودن. از جا کنده بودن! سری های قبل سرش رو می کندن ... دیشب دیگه کامل از جا کنده بودنش)


ماه رمضونه ... بدترین غذاها رو توی این گرما بهمون میدن (خدایا ناسلامتی این ماه، ماهِ مهمونیته) ... اسپیلت نصب کردن اما کنترل هاشون رو جمع کردن چون برق خوابگاه کششش رو نداره ... توی گرما شرشر باید عرق بریزیم ... اونایی هم که با گوشی اسپیلت روشن کردن انقدر فشار آوردن به ترانس برق که برقا مدام قطع و وصل میشه ... یخچال رو کشیدیم. لامپا خاموط و روشن میشن (مثل فیلکای زمان جنگ)


و من؟!!... 

هم اتاقی گیلانیم نمی دونم چرا بیخود و بی جهت من رو بلاک کرد و از گروه و کانالش انداختم بیرون (هر چند برام مهم هم نیست؛ چون دیگه حوصله شنیدن ... ناله هاش رو ندارم)

بقیه بچه هام که نهایت سعی شون اینه که با تمام وجود خوردم کنن ... اون از کتک مفصلی که شب تولدم خوردم ... اینم از شاهکار جدید دوستم. توی سه روز ۶ فصل کامل "گیم آو ترونز" رو دیده و حالا فیلم بعدی رو شروع کرده "ومپایر دایریز" !!! 

 

خدایا بخدا دیگه نمی تونم. هیچی نخوندم! بزار تمومش کنم :(( بزار با دست پر برگردم نه با شرمندگی 😔😭 دیگه نمی تونم! 


دیگه کم آوردم

تنها و افسردم

دیگه نای دویدن ندارم

حوصله تو سری خوردن و لبخند تحویل دادن ندارم

حوصله تحقیر ندارم

حالم از همه چی بهم میخورم

دیگه همه "حق میگن"!




میم. الف. افسرده

٢٣:٢٢ - اتاق ١٣۶ (٣١٠ A)

  • میم. الف.

نظرات  (۴)

  • پیمان محسنی کیاسری
  • سخت نگیر پسر
    پاسخ:
    دیگه بریدم مهندس :(
    بچه ها به من لفب "اسطوره صبر" دادن! ولی دیگه واقعا نمی تونم. نمیشه

    چه هم خابگاهیای بی فرهنگی! 
    ولی تحمل کن. روزای اخر سال هست. تموم میشه میری دو سه ماه نمی بینی شون.
    صبر داشته باش.
  • دریا _ گاه نوشته های من
  • سلام
    خوابگاه همینه ما هم بدترشو کشیدم صبر داشته باش
    پاسخ:
    پیش شما لابد میومدن تاریخ رو نقد میکردن :)
    جالبه همین جناب ترم بالایی بندهست. توی گرایش "آموزش"! بعد از من میخواد که تکالیفش رو انجام بدم یا چک کنم ببینم درسته یا غلط :-/ (سرش را به دیوار می کوبد)
  • دریا _ گاه نوشته های من
  • کاش تاریخ را نقد می کردند ما اوضاعمون خیلی بد بود خیلی بد 
    هم اتاقی داشتم (کوی دانشگاه تهران )صدامون را ضبط می کرد می خواست آتو بگیره ما سیاسی نبودیم کارمون کشید به حراست دو تا دو تا در مقابل هم.آخرش به نفع ما تمام شد اما اونها هر جا می رفتند می گفتند ما دزدیم چون ام پی تریشون که صدای ما تو اون بود را دزدکی دادیم حراست این یک نمونش بود چه ها که نکشیدیم
    پاسخ:
    :) عجب
    کلا قانون هامون هم عجیبن. اولش میگن بدون مدرک جرمی رو نمیشه اثبات کرد. اما اگه وویس یا چیزی هم داشته باشی باز شخص میتونه ازت شکایت کنه به خاطر نقض حریم خصوصیش. از اونورم تف*تیش عقاید ممنوعه و ... :) 
    کلا رشته های تاریخ و علوم سیاسی همیشه تیر و ترکش کارای سیاسی و شبه سیاسی بهشون میخوره
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی