زندگی خصوصی آقای میم

زندگی خصوصی آقای میم

یک دانشجوی زبان وادبیات انگلیسیِ سابقا "معلوم الحال"

فندک

چهارشنبه, ۸ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۰۹ ق.ظ

ساعت 17:20 و همه خسته نستیم سر کلاس زبانشناسی 2 و داریم مباحث شیرین (!) "Second Language Acquisition" رو گوش می دیم و هر از چندی یه خمیازه ای توی صورت استاد می کنیم که بگیم بسه دیگه! زود تعیلمون کن بریم، از صبح دانشگاهیم.

یه خانوم در میزنه و وارد کلاس میشه.

- ببخشید کسی فندک داره؟

یه همهمه بین بچه های کلاس راه میفته:

- یعنی چی؟

- قیافه ما به این حرفا می خوره؟

- بــــــــــی تررربیــــــــــــــــــــــــت !!!

- خانوم زشته این حرفا ...

- بیا برو دس خدا تا ....

...

ایشون هم خیلی شیک و مجلسی عذرخواهی کردم و گفتن منظوری نداشتن و رفع زحمت کردن.

استاد رفت سراغ ادامه درس و بچه ها هم فندک ها و سیگارهاشون رو ته جیباشون جابجا کردن که مبادا خدایی نکرده یه گوشه شون بزنه بیرون و مردم راجع بهشون فکر بد کنن!

  • میم. الف.

نظرات  (۴)

:))

ایول خخخخخ

یعنی میخواستی بگی ما فندک لازمیم و شماها اصلا فندک ندارین.:))
پاسخ:
فکر میکنه ما پسرا معتادیم! یعنی چی این حرفا اصلا؟! :) مگه داریم پسر دانشجویی که معتاد باشه؟
نـــــــــــه اصلا نداریم:))

تو رایست میگی:)))))))
پاسخ:
:-)))
  • شادی ، صهبا
  • من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی 
    که پیر می فروشانش بجامی بر نمیگیرد
    پاسخ:
    الان تیکه انداختین؟ :-)
    نه ! منظورم ریا کاری دوستان بود شما ک فکر نمیکنم مصرف کننده باشی
    پاسخ:
    آفرین :-) معلوم هستم الان 21 سالِ که دارم پاک زندگی می کنم!!!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی